تو نباشی یک روز

تو نباشی یک روز

نه مرا دیده‌ای

نه مرا می‌شناسی

نه در آغوشم گرفته‌ای

اما من در اتاقم

همه وقت

عکس تو را می‌بینم

و به تو می‌اندیشم

تو نباشی یک روز

در قاب خیالم

چه کسی حال مرا می بیند؟

طاهره سبحانی

برگرفته از کتاب روزهای دلتنگی نوشته‌ی طاهره سبحانی از انتشارات روهان

یار سفر کرده

یار سفر کرده

دلم هوای یار سفر کرده دارد

در این دیار غربت

چشم‌های کم‌سویم

او را در قاب کوچکی می‌جوید

چقدر در دالان تاریک خاطراتم تو را جستجو کنم؟

نفس به تنگ آمده است...

طاهره سبحانی

برگرفته از کتاب در اندیشه‌ی پاییز نوشته‌ی طاهره سبحانی

از انتشارات روهان

گردش روزگار

گردش روزگار

زمین به دور خودش می‌گردد

و ما به دور روزگار...

به تو قول می‌دهم

گیج نخواهیم شد

اگر تنها یک بار

به دور یکدیگر بگردیم...

توحید منصورفر

برگرفته از کتاب دیدگانی از جنس بلور نوشته‌ی توحید منصورفر

از انتشارات روهان.

نوشته‌های یک نیمچه نویسنده

همیشه به وبلاگ نویسی علاقه داشتم، از وقتی اینستاگرام اومد من وبلاگ داشتم و هم اینستاگرام اسم پیجم کتاب دوست بود اسم وبلاگم هم همین بود.

توی پیجم معرفی کتاب می‌ذاشتم، خودم نویسنده بودم ولی عکس کتاب‌های نویسنده‌های دیگه رو می‌ذاشتم و در مورد کتاب‌ها توضیح می‌دادم، حتی با خود نویسنده‌ها هم مصاحبه می‌کردم، داخل وبلاگم هم همین‌طور بود.

فعال بودم اما نه برای خودم برای نویسنده‌های دیگه، حتی کسی نمی‌دونست منی که به اسم ادمین کتاب دوست شناخته شدم و این همه فعالیت دارم فرزانه تقدیری هستم. بدون اینکه کسی از خودم حمایت کنه من به حمایت دیگران می‌پرداختم، پشیمون نیستم چون این کار رو دوست داشتم و دارم...

برای من این چیزا مهم نبود، برای من کتاب و کتابخوانی و مطالعه خیلی مهم بود. تا چندین سال پیج و وبلاگم رو داشتم، تا چند سال اخیر که یه نفر اومد و اسم پیجش رو گذاشته بود کتاب دوست و به من می‌گفت تو باید اسم پیجت رو عوض کنی و برای من فرقی نداره که تو از چندین سال پیش این پیج رو داشتی نگاه فالوورهات بنداز که کمتر از من فالوور داری...

خب من خیلی زورم می‌گرفت چون حق نمی‌گفت حتی قبول هم نکردم. نباید هم قبول می‌کردم! اما...

تا الان این سومین وبلاگی هست که درست کردم، هر چی وبلاگ داشتم بعد از چند سال خراب می‌شد وبلاگ‌هایی با مطالب مختلف و ارزشمند... و تعداد بازدید بالا، که وقتی می‌رفتم وبلاگم تعداد بازدید و انلاینی‌ها رو می‌دیدم ذوق می‌کردم اما وبلاگ‌هام خراب می‌شد و مجبور می‌شدم حذفشون کنم، تا الان که این وبلاگ رو شروع کردم دیگه دوست ندارم این یکی وبلاگم رو از دست بدم. تا سه نشه بازی نشه😁😁😁

نقاشی‌های من

نقاشی کشیدن به همون اندازه آرامش داره که کتاب خوندن داره...

وقتی غم داری، نقاشی کشیدن بهت کمک می‌کنه برای مدتی غمت رو فراموش کنی.

نقاش‌باشی، فرزانه تقدیری

عکس از طبعیت

عکاسی از طبیعت رو دوست دارم.

حس خوبیه 😍

💖💖💖

عکاس‌باشی، فرزانه تقدیری

دلتنگ روزهای با تو بودن

حرفی نو بگو

به دور از دروغ و ریا

دوستت دارم را خیلی‌ها گفته‌اند و خیلی‌ها شنیده‌اند...

برایم از ستاره‌های چشمک‌زن شب‌های تنهایی‌ات بگو

از رقص شاپرک‌ها هنگام بهار

از عطر خوش شب‌بو

و شب‌های پر ستاره‌ات بگو

همچون غروب دلتنگ روزهای با تو بودنم...

فرزانه تقدیری

کتاب‌های فرزانه تقدیری

روزهای انتظار

نوشته‌ی فرزانه تقدیری

عاشقانه‌ای برای تو

نوشته‌ی فرزانه تقدیری

به خاطر عشق

نوشته‌ی فرزانه تقدیری

دیوار بلند تنهایی

نوشته‌ی فرزانه تقدیری

رسوایی لیلا

نوشته‌ی فرزانه تقدیری

دو قدم مانده به اردیبهشت

نوشته‌ی فرزانه تقدیری

در فصل سرما

لطفا 🧡

دانلود کتاب دقیقه هام از فرزانه تقدیری

مجموعه داستان دقیقه هام
شامل 14 داستان کوتاه، عاشقانه و واقعی است.
داستان های
حسرت، زیر باران، اسکناس های، بشقاب هایی برای شکستن، خاک، گام های معلق عشق در تاریکی ترس، قهوه ی تلخ، تنهایی مرد میانسال، هفت سین، آن چشمان آبی غمگین، پنالتی لعنتی، دخیل، شکسته ام همین، دقیقه هام...
از داستان های این مجموعه هستند.
داستان‌ها الهام گرفته از واقعیت و در مجله‌های اطلاعات هفتگی و جوانان امروز و روزنامه های سلمان و طلوع به چاپ رسیده اند.

داستان کوتاه زیر باران داستان برگزیده مسابقه داستان نویسی بوده است.

برای دانلود روی لینک زیر لمس یا کلیک کنید.

https://uupload.ir/view/مجموعه_داستان_دقیقه_هام_u0bq.pdf/